غیرقابل اراده

 قدم یک از ما می خواهد که به دو چیز اعتراف کنیم : یکی اینکه در برابر اعتیادمان عاجز هستیم ، و دوم اینکه زندگیمان غیرقابل اداره گردیده است . در واقع اقرار به یکی و رد دیگری ما را تحت فشار زیادی خواهد گذاشت . غیرقابل اداره بودن زندگیمان ، شاهد و مدرکی بر عجز ماست . غیرقابل اداره بودن دو نوع دارد ، یکی ظاهری و خارجی که توسط دیگران نیز دیده می شود و دیگری درونی وشخصیتی . 
غیرقابل اداره بودن خارجی و ظاهری ، اصولاً از طریق مسائلی مانند زندانی شدن ، از دست دادن کار و شغل ، و مشکلات خانوادگی قابل شناخت است . بعضی از اعضای ما زندان را تجربه کرده اند ، بعضی دیگر قادر به ادامه رابطه ای حتی برای مدتی کوتاه نبوده اند و بعضی نیز از طرف خانواده طرد شده و از آنها خواسته شده بود که دیگر با خانواده شان تماس نگیرند . 
غیرقابل اداره بودن درونی وشخصیتی ، اغلب از طریق اعتقادات غیرواقعی و ناسالم در مورد خومان ، دنیایی که در آن زندگی می کنیم و افرادی که در زندگیمان وجود دارند ، شناسایی می شود . ما ممکن است که اعتقاد داشته باشیم فرد بی ارزشی هستیم ، ممکن است فکر کنیم دنیا حول محور ما می چرخد ، نه اینکه باید به حول محور ما بچرخد بلکه در واقع می چرخد . ممکن است باور داشته باشیم که کار ما نیست که از خود مواظبت کنیم ، بلکه دیگران باید این کار را بکنند . ممکن است فکر کنیم مسئولیتهایی که دیگران و افراد معمولی در زندگی قبول می کنند ، برای ما خیلی زیاد است . عکس العملهایمان نسبت به رویدادها ممکن است افراط و تفریط باشد . عدم ثبات عاطفی اغلب راهی واضح برای شناخت غیرقابل اداره بودن شخصی ( درونی ) می باشد . 
26• مفهوم غیرقابل اداره برای من چیست ؟
جواب


27• آیا تا بحال اعتیاد من باعث این شده که دستگیر شوم و یا مشکل قانونی
 
پیدا کنم؟ یا کاری کرده ام که اگر گیر می افتادم به خاطر آن دستگیر می 

شدم ؟آنها چه بوده اند؟جواب

28• چه مشکلاتی در محل کار یا مدرسه به خاطر اعتیادم برایم بوجود آمده 

بود؟جواب

29• اعتیاد من باعث بروز چه مشکلاتی برای من در خانواده شده بود؟جواب

30• اعتیاد من باعث بروز چه مشکلاتی برای من در بین دوستان شده بود؟جواب

31• آیا من بر روی خواسته هایم اصرار می کنم؟ این اصرار چه اثراتی بر روی 
 
روابط من گذاشته است؟جواب

32• آیا نیاز دیگران را در نظر می گیرم؟ درنظر نگرفتن نیاز دیگران چه اثری بر 
 
روی روابطم گذاشته است؟جواب

33• آیا مسئولیت زندگی و اعمالم را می پذیرم؟ آیا قادر هستم که مسئولیت 

های روزمره را بدون آنکه در آنها غرق شوم، انجام دهم؟ این مسئله چگونه 

بر روی زندگیم تأثیر گذاشته است؟جواب

34• آیا به محض اینکه مسائل طبق نقشه پیش نمی رود بهم می ریزم؟ این 

مسئله چگونه بر روی زندگیم اثر گذاشته است؟جواب

35• آیا هر اعتراضی را توهین تلقی می کنم؟ این مسئله چگونه بر روی زندگیم 

تأثیر گذاشته است؟ جواب

36• آیا افکار بحرانزا حفظ می کنم، و در برابر هر موقعیتی عکس العمل از روی 

هراس و ترس نشان می دهم؟ این مسئله چگونه بر روی زندگیم تأثیر 

گذاشته است؟جواب

37• آیا علائم هشدار دهنده در مورد بیماری خود یا فرزندانم را نادیده می گیرم و

 فکر می کنم بالاخره یکجوری می شود یا همه چیز درست وخواهد شد؟ 

 توضیح دهید.جواب

38• آیا وقتی در معرض یک خطر جدی قرار گرفته ام به نسبت به آن بی تفاوت 

بوده ام یا اتفاق افتاده که به خاطر اعتیادم قادر به حمایت از خود در برابر
 
خطر نباشم؟ توضیح دهید.جواب

39• آیا تا بحال به خاطر اعتیادم به کسی صدمه رسانده ام؟ توضیح دهید.جواب

40• آیا من کج خلقی و یا رفتار خشمگینانه دارم و یا بر اساس احساساتم عکس

 العملی نشان می دهم که باعث خدشه به احترام به خود و ارزش من 

بشود؟جواب

41• آیا به خاطر تغییر احساساتم ویا اینکه احساسی را در خود سرکوب کنم 

مواد مصرف می کردم یا از روی اعتیادم مصرف می نمودم؟ در این گونه 

مواقع سعی می کردم چه احساسی را تغییر دهم یا سرکوب نمایم؟جواب

 بهانه، دست آویز  
 بهانه یا دست آویز، نقاطی است که ما در برنامه خود جهت لغزش محفوظ نگه می داریم. آنها
ممکن است بر پایه این فکر که ما می توانیم حداقل کنترل را برای خود حفظ کنیم ساخته
شوند، مثل اینکه بگوییم (( بله من می پذیرم که دیگر نمی توانم مصرفم را کنترل کنم، ولی
می توانم که مواد بفروشم؟)) یا اینکه فکر کنیم می توانیم دوستی خود با کسانی که با ما
مصرف بوده اند یا از آنها مواد می خریدم را حفظ کنیم. یا ممکن است فکر کنیم یک رشته از
اصول برنامه به درد ما نمی خورد و برای ما کاربردی ندارد. یا ممکن است فکر کنیم که با یک
رشته از وقایع نمی توانیم در حالی که پاک هستیم، روبرو شویم، مانند یک بیماری حاد، یا مرگ یکی از عزیزان، و نقشه بکشیم که اگر چنین اتفاقی افتاد مصرف کنیم. یا ممکن است فکر کنیم بعد از رسیدن به هدفی خاص، یا ساختن مبلغ مشخصی پول، یا بعد از چند سال پاک بودن، دیگر قادر خواهیم شد تا مصرف مواد را کنترل کنیم. بهانه و دست آویز معمولاً در پس فکر ما و ماورای افکارمان قرار می گیرد و ما اغلب به طور کامل درباره آن آگاه نیستیم ضروری است که ما این بهانه و دست آویز را آشکار کنیم و آن را همین جا و همین حالا لغو کنیم.

42• آیا ابعاد کامل بیماریم را پذیرفته ام؟جواب

43• آیا فکرمی کنم که می توانم هنوز با افرادی که در زمان مصرف می 

شناختم رفت و آمد کنم؟ آیا میتوانم به همان مکان هایی که می رفتم، بروم؟

 آیا فکر می کنم عاقلانه است اگر مقداری مواد یا وسایل مصرف آن را در 

دسترس خود نگه دارم، تا باعث شود که گذشته از یادم نرود یا بهبودی خود 

را امتحان کنم ؟ اگر آری ، چرا؟جواب

44• آیا شرایطی وجود دارد که فکر کنم نمی توانم در حالیکه پاک هستم با آن 

روبرو شوم، اتفاقی که اگر رخ دهد آنقدر دردناک باشد که من مجبور به 

مصرف باشم تا بتوانم از آن جان سالم به در ببرم؟جواب

45• آیا فکر می کنم با مقدار زمان پاکی یا شرایط متفاوت زندگی ، قادر به کنترل

 مصرفم خواهم بود؟جواب

46• من هنوز به چه دست آویز یا بهانه ای چسبیده ام؟جواب

تسلیم  
 
 تفاوت بزرگی بین قبول کردن و تسلیم شدن وجود دارد. قبول کردن احساسی است که وقتی می فهمیم معتاد هستیم به ما دست می دهد در زمانی که بهبودی را به عنوان راه حل مشکلمان نپذیرفه ایم.خیلی از ما، مدت ها قبل از اینکه به معتادان گمنام بپیوندیم خود را در این مرحله یافته بودیم. احتمالاً فکر می کردیم سرنوشت ما این است که معتاد باشیم و باید با اعتیاد زندگی کنیم و بمیریم. ازطرف دیگر ((تسلیم)) چیزی است که برای ما بعد از پذیرفتن قدم یک به عنوان یک واقعیت و پذیرش بهبودی به عنوان راه حل، اتفاق می افتد. ما دیگر نمی خواهیم به طریق گذشته زندگی کنیم. دیگر نمی خواهیم احساساتمان مانند گذشته باشد.

47• آیا از مفهوم تسلیم شدن می ترسم، از چه چیز آن؟جواب

48• چه چیز مرا متقاعد می سازد که دیگر نمی توانم با موفقیت مصرف کنم؟جواب

49• آیا پذیرفته ام که بعد از مدت های طولانی پرهیز، باز هم کنترلی نخواهیم 

داشت؟جواب

50• آیا می توانم بهبودیم را بدون تسلیم کامل شروع کنم؟جواب

51• اگر کاملاً تسلیم شوم زندگی من چگونه خواهد بود؟جواب
 
52• آیا می توانم بدون تسلیم کامل به بهبودیم ادامه دهم؟جواب

اصول روحانی 
 
درقدم یک، ما به صداقت، روشن بینی، تمایل، فروتنی و پذیرش می پردازیم. تمرین اصل صداقت از طریق اعتراف به اعتیادمان در قدم یک شروع می شود ف و باتمرین صداقت در مسائل روزمره ف ادامه پیدا می کند . وقتی که درجلسه می گییم که من معتاد هستم به احتمال زیاد اولین حقیقت صادقانه است که بعد از مدت ها به زبان آورده ایم 53. از آنجا شروع می کنیم تا بتوانیم با خودمان و نهایتاً، از این طریق با دیگران صادق باشیم .
تمرین اصلی روشن بینی در قدم یک ، بدین شکل که ما باور می کنیم که ممکن است راه دیگری نیز برای زندگی وجود داشته باشد و تمایل نشان می دهیم که آن را آزمایش کنیم. مهم نیست که ما اطلاعات کاملی راجع به این نوع زندگی داشته باشیم، یا اینکه این راه ممکن است کاملاً با هرچیزی که ما قبلاً شنیده ایم فرق داشته باشد، این مهم است که ما دیگر خود را در افکارمان محدود نسازیم. بعضی مواقع ممکن است حرف هایی از طرف اعضای جلسات معتادان گمنام بشنویم که به نظر ما احمقانه بیاید حرف هایی مثل ((تسلیم شو تا پیروز شوی)) یا پیشنهاد دعا کردن برای کسی که از او رنجش ونفرت داریم. وقتی چیز هایی که هنوز امتحان نکردیم مردود نمی شماریم، روشن بینی خود را نشان می دهیم .
  اصل تمایل نهفته در قدم یک را میتوان به راه های مختلف تمرین کرد. ما وقتی که تازه شروع می کنیم تا به بهبودی فکر کنیم، خیلی از ما واقعاً اعتقاد نداریم که بهبودی برای مانیز امکان دارد، نمی توانیم درک کنیم عملکرد آن چگونه است، اما در هر صورت قدم یک را آغاز می نماییم. این اولین تجربه ما در رابطه با تمایل خواهد بود. اقدام به انجام هر کاری که به بهبودی ما کمک کند نشانگر تمایل است. مانند: زود به جلسه رفتن و تا آخر وقت در آن ماندن، کمک به چیدن اتاق جلسات، شماره تلفن دیگر اعضا را درخواست کردن و تماس گرفتن با آنها.  
  اصل فروتنی، در قدم یک نقش محوری دارد، بیشتر از همه در تسلیم شدن ما شکوفا می شود. فروتنی به راحتی وبیشتر از همه در پذیرش اینکه ما چه کسی هستیم بروز می کند. نه بد تر ونه بهتر ازآن چه که زمان مصرف فکر می کردیم، فقط یک انسان.
  جهت تمرین اصل پذیرش، ما باید بیشتر از اینکه فقط اقرار کنیم که معتاد هستیم از خود مایه بگذاریم. وقتی که اعتیاد خود را می پذریم تغییری ژرف و عمیق را در درون خود حس خواهیم کرد که توسط احساس امید فزاینده همراه می شود. همچنین به ما احساس آرامش و صلح دست می دهد. با اعتیاد و بهبودی وهمین طور با مفهومی که در این دو واقعیت در زندگی ما پیدا خواهند کرد ، روبرو و آشنا می شویم. از آینده ای که همراه با شرکت در جلسات، تماس با راهنما، و کارکرد قدم ها خواهد بود بیم و ترسی نخواهیم داشت ، و به جای آن به بهبودی به عنوان یک هدیه ارزشمند نگاه خواهیم کرد، و کار هایی که به بهبودی مربوط است بی دردسر مانند سایر عادات زندگی می پذیریم.

۵۳• آیا هر زمان که فکر مصرف یا عمل از روی اعتیاد به من دست داده، آن را با

 راهنمایم یا کس دیگری در میان گذاشته ام؟جواب

5۴• آیا در تماس دائم با واقعیت بیماریم بوده ام، بدون در نظر گرفتن اینکه، چه 

مدت زمانی است که از اعتیاد فعال رهایی یافته ام؟جواب

5۵• اکنون که مجبور نیستم روی اعتیادم سرپوش بگذارم ،آیا توجه کرده ام که
 
دیگرنیازی ندارم مثل گذشته درغ بگویم ؟ آیا به خاطر این رهایی و آزادی 

سپاسگزار هستم ؟ باچه روش هایی در بهودیم شرع به داشتن صداقت 

کرده ام ؟جواب

5۶• چه چیزی در بهبودیم شنیده ام که باور کردنش مشکل داشته ام ؟آیا از 

راهنمایم یا کسی که آن حرف رابه من زده خواسته ام که این مسئله را برایم 

توضیح دهد ؟جواب

۵۷• من چه شکلی روشن بینی را تمرین می کنم؟جواب

۵۸• آیا تمایل به انجام رهنمود های راهنمایم دارم؟جواب

۵۹• آیا تمایل به شرکت منظم در جلسات را دارم ؟ جواب

۶۰• آیا تمایل دارم که بهترین سعی و بیشترین کوشش را برای بهبودیم بکنم؟ از

 چه راههایی؟جواب

۶۱• آیا قبول دارم که من هیولایی هستم که تمام دنیا را توسط اعتیادم مسموم

 کرده ام ؟ یا فکر می کنم که اعتیادم هیچ پیامد و تاثیری درجامعه اطراف من

 نداشته است؟ یا چیزی بین این دوتا؟جواب

۶۲• آیا احساس اهمیت نسبی در حلقه دوستان و خانواده می کنم؟در کل 

جامعه چطور؟آن احساس چیست؟جواب

۶۳• در رابطه با کار کردن قدم یک چگونه اصل فروتنی را تمرین می کنم؟جواب

۶۴• آیا با این واقعیت که من یک معتاد هستم آشتی نموده ام؟جواب

۶۵• آیا با کار هایی که باید انجام دهم تا پاک بمانم، آشتی نموده ام؟جواب

۶۶• چرا برای ادامه بهبودی لازم است تا بیماریم را بپذیرم؟جواب
 
حرکت به جلو

حال که آماده رفتن به قدم دوم می شویم، احتمالاً شک داریم که آیا به اندازه کافی قدم یک را خوب کار کرده ایم . آیا مطمئن هستیم که وقت حرکت به جلو رسیده؟ آیا به اندازه ای که دیگران صرف قدم یک کرده اند، وقت صرف نموده ایم؟ آیا واقعاً درک و فهم کاملی از این قدم پیدا کرده ایم؟ خیلی از ما پی برده ایم که اگر در مورد درک خود از هر قدم قبل از اینکه قدم بعدی را شروع کنیم مطلبی بنویسیم خیلی مفید خواهد بود.

۶۷• چگونه میدانم که حالا وقت آن است که به پیش بروم؟جواب

۶۸• درک من ازقدم یک چیست؟جواب

۶۹• دانش و تجربه گذشته من چگونه بر روی کار کردن این قدم تاثیر گذاشت؟جواب

ما چگونه به جایی رسیده ایم که نتایج روش زندگی خود در گذشته را دیده ایم و پذیرفته ایم که نیاز به روش جدیدی برای زندگی داریم، اما احتمالاً هنوز نمی توانیم درک کنیم که زندگی بهبودی چغدر غنی است . در حال حاضر ممکن است رهایی از اعتیاد فعال کفایت کند، اما به زودی درک می کنیم خلایی را که توسط مواد مخدر و یا دیگر عادات وسواسی و اجباری، پر می کردیم، نیاز به بر طرف شدن دارد. کار کرد قدم های دیگر آن خلا را پر خواهد کرد. مرحله بعدی از سفر بهبودمان ، قدم دوم است.