|
آشنا شدن باکودک درون
وقتی ما برای شاد بودن و احساس خوشبختی كردن فكر می كنيم كه نياز به تائيودحضور ديگران
داريم يعنی هنوز به اندازه ی كافی برای خودمون به تنهايی حرمت قائل نشده ايم.
چرا ما نبايد در تنهايی و به تنهايی بتونيم از كارهايی كه می كنيم احساس رضایت كنيم چرا وقتی
مثلا كسی كه دوستش داريم رو از دست مي ديم فكر می كنيم ديگه دنيا تموم شده. و تا دیگران
مطابق ميل ما رفتار نكنند دنيا قشنگ نمی شه!
چرا يه روز صبح يک دفعه عصبانی و اخمو مثل يه بچه ی لجوج بيدار می شيم و به همه چيز و
همه كس لگد مي زنيم حتی به خودمون! چرا يک دفعه همه چيز سياه و نااميد كننده می شه. به
خودمون می گیم هيچ چی درست بشو نيست كه نيست!نه خودم رو دوست دارم نه ديگران
رولعنت به دنيا اون وقت به همه ی دنيا می تو پيم برای اينكه احساس تهی بودن خودمون رو از
بين ببريم.
ادامه مطلب
|